السيد الخميني

8

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

عين حالى كه مسلمانند ، در عين حالى كه همانطور كه آنها بوده‌اند ، در عين حالى كه خوبند لكن شناختشان از اسلام همان شناخت ماديت اسلام است . آنها دعوت به باطن مىكردند و از ظاهر و از طبيعت غافل بودند ، اينها دعوت به ماديت مىكنند و از معنويت غافلند ، و اين هر دو اشتباه است ؛ اسلام نه محصور در آن معنوياتى است كه آنها مىگويند ، دارد معنويات ؛ اما محصور نيست و نه در محصور اين مادياتى است كه اينها مىگويند ؛ يعنى ماديات را دارد لكن محصور به اين نيست . اسلام ، مكتبى انسان‌ساز اسلام يك مكتبى است كه براى انسان‌سازى آمده ، و ما بايد ببينيم كه اين انسان ، كه به قول بعضى ماهيتِ ناشناخته است ، اين انسان چه ابعادى دارد و چه احتياجاتى دارد ؟ و اسلام كه براى انسان‌سازى آمده است ، آيا جهت حيوانى اين را فقط مىخواهد بسازد ، يا جهت معنوى او را مىخواهد بسازد ، يا انسان مىخواهد بسازد ؟ انسان مثل ساير موجودات نيست . ساير موجوداتْ مثل - مثلًا - حيوانات كه حالا در درجهء بعد از نباتات و معادن [ و ] اينها واقع شده است ؛ حيوان همان حال طبيعى دارد و از ما وراء الطبيعه يك چيز كمى ، يك احساسى ، يك ادراكى ؛ اما ادراك ناقص دارد و ديگر مراتب ندارد ما وراء الطبيعه‌اش ؛ انسان ، از اين نقطهء اول طبيعت تا آن آخرى كه يك موجود الهى مىشود مراتب انسان است ؛ يعنى يك انسان مىتواند سير بكند از عالم طبيعت تا ماوراى طبيعت ، و از ماوراى طبيعت تا مرتبهء الوهيّت سير بكند تا برسد به اينكه آنجا را ادراك بكند . انسان ، موجود جامع انسان يك موجود جامع است نه يك موجود يك بُعدى يا دو بُعدى . موجودات ديگر بعضى شان يك بُعدىاند ، بعضى دو بُعدىاند ، بعضى چند بُعدىاند ، لكن همهء ابعاد وجود در ساير موجودات نيست . فقط انسان است در بين همهء موجودات كه يك موجود چندين بُعدى است كه براى هر بُعدش احتياجات دارد . براى رشد هر بُعد او ، احتياج دارد ، احتياجات دارد ؛ و مكتبهايى كه در عالم هست ، در عالم طبيعت هست ، هر